![]() |
تنهایی یک عاشق |
![]() |
|
|
|
سلام امروز با يه شعر مامان اومدم
تا اخر بخون بد نيستش
نيني بودم نه ديكه منتظر زنك بودم نه ديكه واسه تو ومثل تو دلتنك بودم
نيني بودم تو نبودي شبا زود خوابم ميبرد دل من فقط غصه بازي رو ميخورد
نيني بودم همه مشكلا درست ميشد.سخت نبود هيشكي اندازه من اونروزا خوشبخت نبود
نيني بودم دلمو .هنوزكسي نبرده بود هنوزم خدا اونو دست خودم سبرده بود
نيني بودم توي قايق. بي تو خيلي خوش كذشت دنيا رو كاش ميدادم روزاي رفته برميكشت
نيني بودم اسمون يه عالمه ستاره داشت غصه مون يه دنيا راه حلها داشت
نيني بودم روزاي هفته شبيه هم نبود حواسم به با تو حرف زدن نبود
نيني بودم اكه مثل حالا مجنون ميشدم از بزرك شدن تا به ابد نادم ميشدم
نخواه از من تمام من در اين زمانه ي ابري دل ساحل نشينم را به حال خويش بذارم
بخواهي يا نخواهي دوستت دارم غزلسراي دريايي.حرامم باد بعد از تو اكر بر ساحل
قلبم غريبي قدم بذارد.
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم مرداد 1384ساعت 0:26 توسط هلیا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام به شما به کلبه ی تنهایی من خوش امدی این کلبه مال خودتونه.
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1386 اسفند 1385 بهمن 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 |
|
RSS
|